پرنیانپرنیان، تا این لحظه: 14 سال و 5 ماه و 14 روز سن داره

دلنوشته ای برای دخترم پرنیان

این چند روز ما....

1391/10/17 14:28
نویسنده : مامان سمیرا
323 بازدید
اشتراک گذاری

سلام عسلم لبخندآخر هفته گذشته رفتیم رفسنجان خونه آقا جون اینا،راستش وقتی که بدنیا اومدی بابا مبین یه باغ تیکه باغ پسته به نامت نوشت و رفتیم تا بابایی کاراش رو انجام بده امیدوارم شانست خوب باشه گلم و امسال محصول باغت خوب باشهلبخنداما چشمت بد نبینه که من بد سرمایی خوردم و تبو لرز کردم عمه های مهربون و مامان رخشنده حسابی توی زحمت افتادن آخه باید از توی شیطون که تا ولت میکردیم سرت به دردسر و کنجکاوی بود مراقبت حسابی میشد و منم رفتم بیمارستان و تا آمپول نزدم سرپا نشدم خلاصه اینکه حالم خیلی خراب بود هنوزم بعد از چند روز خیلی مریضم و تو هم که ماشاالله دو شبه که خیلی گریه میکنی و نه خودت میخوابی و نه میگذاری ما بخوابیمنمیدونم عزیزم که چطورتهسوالآخه خیلی حواسمون بود که سرما نخوری گلم،امیدوارم که سرما نخورده باشی،آخه من خیلی غصه میخورممممممم...........نمیتونم ببینم نی نیم بیحال باشه...........ناراحت    اینم از پرنیان و میمی هاشزبان 

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (3)

لیلا مامان پرنیا
17 دی 91 14:37
بلا دوره سمیرا جون امیدوارم هر چه زودتر خوبه خوب بشییه عالمه بوس واسه عسلی ومامانش
مرسی لیلا جون،شکر خدا یه کمی بهترم.....

مامان ایلیا
17 دی 91 15:20
سلام عزیزمچقدر نازه دخملت
مرسی ممنونم شما لطف دارید............

مامان بنیتا
18 دی 91 1:15
امیدوارم هرچه زودتر خوب بشین ..انشالا که دخملی هم سرمانخورده باشه
ممنونم انشاالله.......